تبليغاتX
تلخ ترین سکوت
هنروادبیات
 

گقتم خدا نگهدار

او گفت با امید

در آرزوی دیدار

.

ای کاش آن چشمان ساده لوح

در آن شب کبود

با این صراحت مهربان نبود....

 

درویش

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 0:26  توسط محمدعلی درویش  | 

 

میان آدمیان چیزی نیست جز دیوارهایی که خود ساخته اند

 

تولستوی

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مرداد1387ساعت 0:9  توسط محمدعلی درویش  | 

 

زیباترین چیزی که می توانیم تجربه کنیم رمز و راز است

آلبرت اینشتن

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 0:26  توسط محمدعلی درویش  | 

 

ما آبروی صبر را با صبر بردیم

از بس که در تقویم روز نو شمردیم

دستان ما نا هم فقط یک نقطه چین بود

تا نوبت لبخند شد برگشت خوردیم

 

درویش

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 0:12  توسط محمدعلی درویش  | 

 

من کلید این اتاق ۵در ۶ را

در مسافرخانه پس دادم

با همان حس قدیمی باز می گردم

او که اینجا بود

او که اینجا ماند

نه٬کلید قلب من را پس نخواهد داد...

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 0:9  توسط محمدعلی درویش  | 

 

دوستت دارم

آنچنان که درختی تبر را

می ستاید٬٬از ترس

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 0:4  توسط محمدعلی درویش  | 

 

یک بار دگر به پیله محصور شدیم

از سایه دستهای هم دور شدیم

این قصه تلخ حرف بی مهری نیست

ما مثل همیشه باز مجبور شدیم

 

درویش

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 19:58  توسط محمدعلی درویش  |