تبليغاتX
تلخ ترین سکوت - شعر طنز
هنروادبیات
 

من شاکی از اینکه شما ولگرد بودی

وقتش که می شد مثل یخها سرد بودی

یک مُشت مهمان تو گشتم ای زن آن شب

اصلا‌‌ برای خویش یک پا مرد بودی!

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 تیر1387ساعت 2:9  توسط محمدعلی درویش  |