تبليغاتX
تلخ ترین سکوت - سرنوشت
هنروادبیات
 

سرنوشت هم سوزن هم دنیای کاهم را ربود

جستجوی انتخاب دلبخواهم را ربود

ریشه هایم را که یک عمر است آفت می زند

تازگی ها برگهای بی گناهم را ربود

حرف از افسانه مرموز خوشبختی نزن

تا به چوبی تکیه دادم تکیه گاهم را ربود

باز سر چرخاندم و دیدم که دزد زندگی

کفشهایم را نبرد اینبار راهم را ربود

در دل تاریکی ام در آرزوی معجزه

تا که درد حتی دهان تنگ چاهم را ربود

باد بد بخت حسادت زوزه هایی نو کشید

چون که عقلی نیست ناچار‌اً کلاهم را ربود

نسخه دکتر برایم نور را تجویز کرد

بد بیاری را ببین چون ابر ماهم را ربود

کیش وماتی هم ندارد صفحه شطرنج ما

دست غم از ابتدای قصه شاهم را ربود

 

درویش

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 1:9  توسط محمدعلی درویش  |